نقش راهبردهای حل تعارض و تفکر انتقادی در پیش‌بینی بهداشت روانی دوران بلوغ دانش آموزان دختر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه روان شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین رابطه بین تفکر انتقادی و راهبردهای حل تعارض با بهداشت روانی دوران بلوغ دانش آموزان دختر دبیرستانی بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر دبیرستان­های شهرستان تنکابن بوده که از بین آنها 150 نفر از طریق نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه مهارت­های تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب، پرسشنامه حل تعارض(CRQ)، چک لیست بهداشت روانی(MHC) بود. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری با روش گام­ به ­گام مورد پردازش قرار گرفت. یافته ­ها: ضریب تعیین محاسبه شده (R2) نشان داد، هر یک از راهبردهای حل تعارض تبیین­ کننده بخشی از بهداشت روانی دوران بلوغ بودند. به طوری که راهبرد تعارض امری طبیعی است 36/14 درصد، ارائه راه حل­هایی برای سود متقابل 68/8 درصد، ایجاد توافق­هایی مبتنی بر سود متقابل 22/6 درصد، توجه به نیازها به جای خواسته­ها 07/5 درصد، شفاف­سازی دریافت و برداشت­ها 12/3 درصد، بسط و ارائه کارهای شدنی و هدف­گذاری گام ­به ­گام تا عمل 87/2 درصد، تمرکز بر آینده با یادگیری از گذشته 45/2 درصد، ملاحظه­کاری و مراعات بسیار زیاد 85/1 درصد، فضا و موقعیت 62/1 درصد، ایجاد رابطه مثبت و قدرتمند50/1 درصد، تفکر انتقادی 12/5 درصد و جمعاً به میزان 86/52 درصد از واریانس مشترک بهداشت روانی دانش آموزان را تبیین نموده­اند.  نتیجه­ گیری: نتایج این پژوهش در همگرایی با یافته­های کاوش­های مشابه نشان داد، به کارگیری درست از راهبردهای حل تعارض و تفکر انتقادی در تأمین بهداشت روانی دوران بلوغ دانش آموزان دختر نقش اساسی و تعیین­ کننده­ای دارد.

کلیدواژه‌ها


دوره 5، شماره 19
پاییز 1395
صفحه 31-47
  • تاریخ دریافت: 02 اسفند 1397
  • تاریخ پذیرش: 02 اسفند 1397